روزش می رسد - تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 7:16
این روزها بیشتر دلم برای خودم می سوزد و هیچ فکری به ذهنم خطور نمی کند دلی سرشار از بغض که نه جایی برای گفتن دردهایم این روزها بیشتر احساس می کنم جای من اینجا نیست... زورَکی دل به خوش کردم زورَکی راه می روم می پوشم کار می کنم ... چه کسی باید جوابی پس دهد ! این روزها بعرضه بخرها سقف ندارند هر کس به وس...
بتاریخ امروزیکم اسفند 1402 - تاریخ: 1402/12/19 ساعت: 23:58
اولین پیامک تولدم و بهتر بگم اولین تبریک سالروزم را بانک ایران زمین به ساعت 10:51 شب فرستاد ...
- تاریخ: 1401/11/4 ساعت: 21:46
امروز به سان روزهای دی آمدم ولی گمان نکنم آتی خبری باشد... بهر حال آن وقت ها دل به خوش بودم الان خسته ام خیلی خسته .....
بماند به یادگار - تاریخ: 1401/11/4 ساعت: 21:46
چه حس بدی دارم این روزها....!حال ایران ،حال کوردستانم بد است1401 داره تموم میشهپیر شدمیونا م 3سال و4 ماهشهعزیز دل بابایی هم تووراهه......بماند به یادگار ...........Adblock test (Why?)
کسری - تاریخ: 1398/7/27 ساعت: 4:31
روزش می رسد... - تاریخ: 1398/3/7 ساعت: 18:47
این روزها بیشتر دلم برای خودم می سوزد و هیچ فکری به ذهنم خطور نمی کند دلی سرشار از بغض که نه جایی برای گفتن دردهایم این روزها بیشتر احساس می کنم جای من اینجا نیست... زورَکی دل به خوش کردم زورَکی راه
هیچ.... - تاریخ: 1398/3/7 ساعت: 18:47
هیچ این روزها آرامشم نمی دهد ....چرا؟؟؟ بیگانه به روزم انگار ... مبهوت چشمانم را نگاه می کند هرروز گویا دیگر مرا نمی بیند.... .... هر درد درمان دارد .... این درد که تقدیر به من دادی درمان نمی پذیرد..... چرا؟؟؟ ناشکریست که بگویم خدا بس است تو دیگر چرا؟؟؟ 7مهر 97
خاطره - تاریخ: 1395/9/6 ساعت: 11:50
وگاهی فکری حرفی یادی و خاطره ای .... آمد که آمد نه سر دارد نه ته ... خفه وار گلویت می فشارت چشمانت سرخ، دیوانه وار فریادت به آسمان است و بعضا بغض .... تب و لرزت می دهد آنقدر داغت می کند که به حقیقت به واقع بخندی وآنقدر سرد که دیگر هیچ برایت مهم نیست بدبختی ش آنست رگ خوابت را هم می داند این نابکار ای...
کافه - تاریخ: 1395/9/6 ساعت: 11:50
چه اشتیاقی چه حسی بود! دیدن این بار شوقش کور نبود دیدن این بار .... قهوه ای تلخ مهمان خوانده ام بود دستانش سرد چشمان ِ غریبی داشت !دلم چیز دیگری نمی خواست نه دروغ نه ریا ولی حیف که اشک مجالم نمی داد دلم یک فنجان قهوه تلخ می خواست دو پک سیگار یه دل سیر گریه ...دلم حرف می خواست و بغضم نمی گذاشت !دلم ح...
باران - تاریخ: 1395/9/6 ساعت: 11:49
ببخش باران! تو هی میباری وماهی شسته نمی شویم....
حرف دل - تاریخ: 1395/9/6 ساعت: 11:49
یه جورایی دلم واسه نوشتن تنگ شده قبلنا بهونه های قشنگی واسه اینکار داشتم حالا یه جورایی واقعیات زندگی با گرفتاریهاش کاری کرده ناخواسته از سر عادت و به تکرار نفس بکشی و سگ دو بزنی قبلنا همین دردسرها و فکر مشغولیا بودن ولی نهایتا فقط خودت به داد خودت می رسیدی ،خوب و بدش خودت بودی و خودت ... این روزا خ...
ورکه ... - تاریخ: 1395/9/6 ساعت: 11:49
ســــــــــَرَک - تاریخ: 1395/9/6 ساعت: 11:49
گهگاهی بی موقع میام یسرکی میزنم به خاطراتم -به وبلاگم- روزایه شیرین و تلخی رو برام به یادگار دارد چقدر دلم برای آنروزهایم تنگ شده است .... تو هم که آمدی جزء خاطرات خوشم باش ! حرفم بزن یادت کنم

برچسب‌های مرتبط

خاطره اسدی | خاطره حاتمی | کافه بازار | کافه سینما | کافه فیلم | باران چت | باران کوثری | حرف دل | حرف دل عاشق به معشوق | حرف دل من